الفيض الكاشاني
267
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نيست كه دوست بدارد به بندگى خدا ستوده شود و براى بندگى خدا از ديگرى پاداش بخواهد . بنابراين اگر اين حالت را در خودش يافت بر او لازم است كه با بيزارى جستن و ردّ كردن با آن مقابله كند . امّا بيزارى از نكوهش در برابر گناه از نظر طبيعت آدمى نكوهيده نيست از اين رو بر او لازم است گناه را پوشيده بدارد تا از نكوهش بر كنار باشد و تصوّر مىرود كه بنده بگونهاى باشد كه ستايش را دوست نداشته باشد و نكوهش را نيز نپسندد و فقط مقصودش اين باشد كه مردم از نظر ستايش و نكوهش او را رها سازند چه بسا شخصى كه در برابر لذّت ستايش صبر مىكند ولى در برابر رنج نكوهش صبر ندارد ، زيرا ستايش با لذّت طلبى همراه است و لذّت نخواستن رنجآور نيست ولى نكوهش رنجآور است . بنابراين دوستى ستايش بر عبادات ثواب خواستن براى اطاعت در حال حاضر است ، امّا بد آمدن از نكوهش بر معصيت هيچ محذورى ندارد و جز اين كه اندوهش از اين كه مردم از گناهش آگاه شدهاند او را از آگاه شدن خدا ( بر گناهش ) باز مىدارد ، و اين كمال نقصان دينى است ، بلكه شايسته است از آگاهى خدا و نكوهش او بر گناه خويش بيشتر غمگين شود . گاه از نكوهش بدش مىآيد از آن نظر كه نكوهشگر با آن عمل معصيت خدا كرده است و اين نيز نشان ايمان شخص است ، و نشانهء آن اين است كه نكوهش نكوهشگر را نسبت به ديگران نيز نپسندد ، پس در اين ناراحتى فرقى ميان خودش و ديگران نمىگذارد در صورتى كه اگر ناراحتى مربوط به طبيعت او باشد چنين نيست . 5 - گناه خود را مىپوشاند تا هرگاه گناهش دانسته شود كسى نسبت به او قصد بدى نكند و اين غير از رنج نكوهش است ، چرا كه نكوهش از آن نظر دردآور است كه قلب از پستى و كاستى صاحب خود آگاه مىشود و بايد گناه را بپوشاند حتّى از كسانى كه از شرّ آنان در امان است ، و گاه از شرّ كسى كه از گناهش آگاه مىشود به دليلى مىترسد ؛ در اين صورت لازم است گناه خود را به خاطر پرهيز از شرّ او بپوشاند .